۱. ریشهشناسی واژهٔ اپیدمیولوژی
استاد پیش از تعریف رسمی، معنی تحتاللفظی و «تعریف عامیانه» را میگوید:
| جزء | معنی به بیان استاد |
|---|---|
| Epi (اپی) | یعنی «بر روی» |
| Demos (دموس) | یعنی «مردم» |
| Logy (لوژی) | یعنی «شناسایی، مطالعه» |
یعنی: «مطالعهٔ چیزهایی که در بین مردم اتفاق میافتد.» (استاد اشاره میکند واژه ریشهٔ لاتین دارد.)
«درس ما یک درس متدولوژیکه. یعنی هر کلمهای که استفاده میکنیم معنا داره، بار معنایی داره. دیگه وارد فاز مثلاً محیط دانشگاهی میشید، همهٔ حرفهایی که میزنید اون بار معنایی رو با خودش خواهد داشت.»
۲. تعریف کلاسیک: جان لست، ۱۹۸۵
استاد تعریف کلاسیک را اینطور نقل میکند:
مطالعهٔ (Study of) توزیع (Distribution) و تعیینکنندههای (Determinants) حالتهای مرتبط با سلامت؛ یعنی تمام وقایعی که سلامتی را تحت تأثیر میدهد، در یک جمعیت؛ و به کار بردن نتیجهٔ این مطالعه برای کنترل مشکلات سلامتی.
استاد میگوید این تعریف را آقای جان لست (John Last) در سال ۱۹۸۵ کرده و در تمام دنیا مورد قبول و استفاده است.
نکتهٔ مهم از نظر استاد: «به جز حروف اضافه، بقیهٔ همهشان بار معنایی دارند.» یعنی هر جزء تعریف خودش یک مبحث است:
| واژه | معادل فارسی |
|---|---|
| Study | مطالعه |
| Distribution | توزیع |
| Determinant | تعیینکنندهها |
| Health-related state / Events | حالتها/رویدادهای مرتبط با سلامت |
| Population | جمعیت |
| Application | نتیجهٔ مطالعه |
| Health problem و Control health problem | مشکل سلامتی و کنترل آن |
«حداقل یک تا دو تا سؤال از این تعریف میاد، شاید نصف شماها نمیزنید، غلط میزنید. همینجا هم میشه یاد گرفت.» پس اجزای این تعریف را باید دقیق بلد باشی.
۳. جزء اول: Study (مطالعه)
اگر در دیکشنری وبستر (Webster) نگاه کنی، Study یعنی «مطالعه». اما استاد میگوید در اپیدمیولوژی آن چیزی که از «مطالعه» استنباط میشود، این معناهای تخصصی است:
| انگلیسی | فارسی |
|---|---|
| Surveillance | سرویلانس |
| Observation | مشاهده |
| Hypothesis testing | آزمون فرضیه |
| Analytic research | پژوهش تحلیلی |
| تجربهها، آزمونها | آزمایش/تجربه |
۳.۱. سرویلانس (Surveillance)
استاد میپرسد «سرویلانس یعنی چی؟» و خودش پاسخ میدهد: بخشیاش نظارت کردن است، اما نظارتی همراه با اقدام.
تشبیه استاد: سگ نگهبان (Watchdog). در بارها و کازینوها افرادی را میگذارند — آدمهای قدبلند و هیکل تنومند — و اگر کسی خطا کند، بلافاصله میگویند «این را بنداز بیرون». پس هم هوشیار است و نظارت میکند، هم به دنبال آن اقدام میکند.
Information for action — اطلاعات برای اقدام. کسب اطلاعات بهتنهایی کافی نیست؛ باید به اقدام منتهی شود.
استاد از دانشجوها مثال میخواهد و با آنها گفتوگو میکند:
| مثال | چرا سرویلانس است؟ |
|---|---|
| استاد در کلاس | هم نظارت میکند و هم وقتی کسی از درس غافل شود، اقدام میکند. |
| مراقب امتحان | نظارت دارد و در صورت تخلف اقدام میکند. |
| پدر و مادر، خانواده، دانشگاه | نظارت همراه با اقدام (مثال اجتماعی). |
| آتشنشانی | «همیشه ماشینهای آتشنشانی ۲۴ ساعته روشنه، خودش هم نشسته آماده، زنگ زدن بلافاصله.» |
| دوربینهای راهنماییرانندگی + رادیو پیام | دوربینها ترافیک را Detect میکنند و بعد با رادیو پیام به رانندگان مسیر جایگزین را میگویند. |
| برج مراقبت فرودگاه | «برج مراقبت آنلاین داره کار میکنه. میبینه که باند خالیه، هواپیما داره میاد، به اون میگه بیا، به اون میگه این کار رو بکن.» |
| برجهای دیدهبانی در جنگ | یک نظام سرویلانس (دیدهبانی برای اقدام). |
استاد میگوید «جامعهشناس» مثال خوبی نیست، چون «تنها اطلاعات نیست، اقدام مهم است! جامعهشناس میدونه که مشکلاتی هست، مگه میتونه اقدام بکنه؟ نمیتونه که.» و دربارهٔ «پزشک خانواده» هم میگوید پزشک بهتنهایی نمیتواند. در مقابل، «سرویلانس یک ساختار، یک سازمان، یک دنیا برای خودش است» — اطلاعاتی را میگیرد که به دنبالش اکشن باشد. استاد میگوید اگر عمری باشد، یک جلسهٔ کامل راجع به سرویلانس میشود گفت، ولی برای این ترم فکر نمیکند فرصت شود.
نمونهٔ عینی: سرویلانس آنفولانزا در کشور
استاد شرح میدهد که آنفولانزا در وزارت بهداشت چگونه پایش میشود:
- در حدود «صد و خوردهای تا شهر، هشتاد و خوردهای تا شهر»، درمانگاههای خاصی انتخاب میشوند.
- تمام مراجعات روزانهٔ این درمانگاهها ثبت میشود.
- یک «ماشین هوشمند» از میان آنها استخراج میکند که چند درصد مراجعهکنندگان روزانه دچار بیماری حاد تنفسی فوقانی هستند.
- «۱ درصد معمولیه دیگه. ۱ میشه ۲ درصد، میشه ۳ درصد.»
- به ۳ درصد برسد: به آن شهرستان میگویند چه اتفاقی افتاده؟ باید بروی پیگیری کنی.
- به ۵ درصد برسد: هشدار میدهند.
- به ۶ درصد برسد: میگویند باید یک کاری بکنید — «۶ درصد جامعه دچار آنفولانزا بشه، بلافاصله به صورت انفجاری میشه بالای ۱۰.»
۳.۲. مشاهده (Observation)
مشاهدهٔ ساده در برابر سرویلانس قرار میگیرد. مثال استاد: میایستم در یک جای پرتردد و ماشینها را میشمارم؛ نسبت ماشینهایی که سوختشان ناقص است و دودزا هستند؛ اتوبوسهایی که مشکل دارند؛ آدمهایی که میروند و میآیند و ظاهرشان. این مشاهده یک کرایتریا دارد (مثلاً فقیر است، متمل است؟).
سرویلانس بر اساس یک اصول علمی بنا میشود و به دنبال این است که اکشن داشته باشد؛ مشاهده، دیدن و شمردن ساده است.
۳.۳. آزمون فرضیه (Hypothesis testing)
استاد مثال عمداً عجیبی میزند: ماشینی از اینجا رد میشود و کسی عطسه میکند. بعد این ایده شکل میگیرد که «ماشینهای بزرگی که از جاده سرِ (سرِ راه) رد میشوند، باعث عطسهٔ فلانکس در ۵۰ متری از جاده میشوند.»
واکنش استاد: «ارتباطی ندارد. از نظر آماری هم برید بررسی کنید، ممکن است ارتباط داشته باشد. آماریها! ولی اغلب آدم بخواهد ببیند میگه چه ربطی داره عطسهی این آقا به آن عبور ماشین، کامیون یا تریلی از جاده؟»
اینجا دقیقاً همانجایی است که فرضیهسازی رخ میدهد: «ممکن است…» بعد محقق میآید همان فرضیه را تست میکند: Hypothesis testing. استاد میگوید یک جلسهٔ کامل میشود راجع به این بحث کرد.
۳.۴. پژوهش تحلیلی (Analytic research)
اینجا همان «مطالعه (Study)» به معنای تحقیق است. چند مثال:
- بار ویروسی کووید-۱۹: اگر تعداد پارتیکل (ذرهٔ) ویروس واردشده به بدن از یک حد بیشتر باشد، بیماری بالینی ایجاد میکند؛ اگر کمتر باشد، بیماری بالینی ایجاد نمیکند ولی پتانسیل انتقال بیماری را دارد.
- اومیکرون و رد شدن از عرض خیابان: در دورهٔ کووید میگفتند اومیکرون آنقدر سریع منتقل میشود که اگر مردم از عرض خیابان رد شوند و روبروی فرد مبتلا باشند، در همان لحظهٔ رد شدن مبتلا میشوند. استاد میگوید این را در استرالیا مطالعه کرده بودند.
- کنسرت سوئد: در یک کنسرت، خواننده مبتلا بوده و نمیدانسته. تمام کسانی که در ردیف اول و دوم نشسته بودند — با پرت شدن آب دهان — مبتلا شده بودند.
استاد نتیجه میگیرد: «این از مجرای مطالعات اپیدمیولوژیک شکل میگیره، مطالعه میکند، قطره اندازهاش را میگیرد، پارتیکل و دراپلت…»
۳.۵. تجربهها و آزمونها (Experiments)
استاد سه مثال میآورد:
| حوزه | روش قدیمی | آزمون/تجربه |
|---|---|---|
| جراحی آپاندیسیت | برای عمل، ۵ سانتیمتر ناحیهٔ مکبورنی را برش میدادند و آپاندیس ملتهب را خارج میکردند. | برش ۲ سانتیمتری و وارد کردن دستگاهی به نام لاپاراسکوپ؛ «یک چیزی درست میکند، بعد میآید آن را تجربه، experiment میکند.» |
| کمخونی و بارداری | — | «مهمترین علت فوت مادران باردار به خاطر آنمی است.» راهحل: اضافه کردن آهن به آرد مصرفی مردم؛ «پول اضافه هم نمیگیره!»، هم فقیر و هم ثروتمند، هم شهری و هم روستایی میخورند و مزهای هم ندارد. |
| نقص لولهٔ عصبی | اسپینا بیفیدا: نقص آناتومیکی در پشت و ستون فقرات که نخاع بیرون میزد؛ علتش کمبود اسید فولیک بود. | اضافه کردن اسید فولیک و آهن به آرد مصرفی مردم. |
| سلامت دندان | در جاهایی که فلور آب کمتر است، دندانها شکنندهاند. | اضافه کردن فلوراید به آب. |
«شرایطی دارد، ویژگیهایی دارد. باید مثلاً خیلی جاها اگه خیلی مهم باشه، دنیا باید بدونه، مراجع علمی دنیا باید بدونن. در کشور اگر هست، حتماً باید وزارت بهداشت، درمان یا وزارت علوم، تحقیقات و فناوریاش در جریان باشه، مصوب بشه؛ نشه که سلامتی افراد به معرض خطر بیفته.»
۳.۶. سرپِیها (Survey) و مطالعهٔ توصیفی
استاد میگوید مطالعه ادامه هم دارد: «شما سرپِیها (Survey) هستند. کشور مطالعه میکند در سطح ملی، در سطح بینالمللی با هم مقایسه میکند.» مثلاً سایتهایی که WHO درست کرده و سازمانهای وابسته، نشان میدهند سرطانها در کشورهای مختلف چطور است — اینها از Survey به دست میآیند.
مطالعهٔ توصیفی یعنی تحلیل بر اساس زمان، مکان و شخص:
| محور | پرسشها |
|---|---|
| زمان | کی اتفاق میافتد؟ الگوی فصلی دارد؟ الگوی ۲۴ ساعته دارد؟ |
| مکان | آیا کوهستان با دشت الگوی ابتلا یکی است؟ شهری با روستایی یکی است؟ |
| شخص | کودک با بزرگسال یکی است؟ شغل ارتباط دارد؟ ازدواج ارتباط دارد؟ |
۴. جزء دوم: Determinant (تعیینکننده)
استاد تعریف میکند: تعیینکننده یعنی چیزی که «اگر این نباشد، بیماری اتفاق نمیافتد.» سپس انواع آن را با کمک دانشجوها میسازد:
| نوع | مثالها |
|---|---|
| فیزیکال (فیزیکی) | اشعهٔ UV؛ تصادف دو ماشین که به هم میخورند و انرژی آزاد میشود؛ گرفتن شعله و قرار گرفتن جلوی آتش (سوختن)؛ حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله. |
| بیولوژیک | باکتری، ویروس، انگل، قارچ — «همهشان میشن.» |
| سوشیال (اجتماعی) | استاد مثال فقر را میآورد: فقر دسترسی به خدمات بهداشتی و خدمات پیشگیری را کم میکند (نرفتن به کولونوسکوپی، آزمایش، دندانپزشکی). همچنین سوءتغذیه: اگر پول نداشته باشم پروتئین و لبنیات نخرم، دچار سوءتغذیه میشوم؛ سوءتغذیه در برابر عوامل بیماریهای عفونی مثل سرخک مستعد میکند و میتواند اپیدمی ایجاد کند (مثلاً اگر واکسن هم نزنند). |
| کالچرال (فرهنگی) | فرهنگ. استاد میگوید «اینها را بهشکل فکر کنید» و مثال مشخصی کامل نمیگوید، ولی کالچر را بهعنوان یکی از انواع معرفی میکند. |
| بیهیویورال (رفتاری) | سبک زندگی و رفتار. استاد میگوید «سبک زندگی، بیهیویورال اینجاست». |
در متن، استاد ابتدا «فیزیکال، بیولوژیکال، سوشیال، کالچرال، بیهیویورال» را بهعنوان فهرست انواع میآورد و برای سوشیال مفصل مثال میزند. کالچر و بیهیویورال را فهرست میکند ولی مثال تفصیلیشان در متن کامل نیست. متن، خط ۶۰۳
۵. جزء سوم: Health event / Health-related state
استاد تأکید میکند: «همهاش بیماری نیست!» مرگ هم هست، و رفتار هم میتواند پیامد باشد. اینکه «کجا بایستید و به کجا نگاه کنید» تعیینکننده است.
- یکوقت پیامد شما بیماری است.
- یکوقت پیامد شما مرگ است.
- یکوقت پیامد شما رفتار است — مثلاً «۳۲ درصد جامعه سیگار میکشن».
سیگار کشیدن میتواند تعیینکننده (determinant) یک بیماری باشد؛ ولی خودش هم میتواند پیامد (health event) باشد. استاد میپرسد: «اگه سیگاری اینقدر زیاد باشه… ۲۰ سال بعد سرطان ریه با این اوضاع چه اتفاقی میافته؟»
عدد «۳۲ درصد» فقط یک بار در متن آمده؛ با احتیاط نقل کن و با استاد تأیید کن (احتمال خطا در متن). متن، خط ۶۰۵
۶. جزء چهارم: Population (جمعیت)
استاد تفاوت دو نگاه را روشن میکند:
- در بیمارستان فردبهفرد نگاه میکنیم (individually).
- در جامعه، نگاه ما جمعیتی است (population).
مثال: میگویند «مصرف فلان چیز افزایش پیدا کرده» — این در سطح پاپولیشن است. مثلاً این ماه نسبت به ماه گذشته مصرف فلان مادهٔ غذایی کم شده؛ خیلی از خانوادهها عادات غذاییشان تغییر نکرده، ولی خیلیها خیلی تغییر کردهاند.
«پاپولیشن ناظر بر فرد نیست، پاپولیشن یک جامعه رو در نظر میگیره، یک بخشی از…» — یک شهر مثل ارومیه، یک روستا مثل نازلو: ۵ هزار، ۱۰ هزار، ۵۰ هزار، ۱ میلیون.
۷. کاربردهای اپیدمیولوژی
استاد چهار کاربرد اصلی را برمیشمرد:
| کاربرد | توضیح و مثال استاد |
|---|---|
| توصیف وضعیت سلامتی (describe health status) | وضعیت سلامت جامعه را توصیف میکند. |
| اتیولوژی بیماری | استاد معنی میکند: «اتیولوژی یعنی علت بیماری». |
| پیشبینی وقوع بیماری در آینده (predict) | با اوضاع فعلی، چاقی زیاد میشود؛ ۱۰ سال بعد بروز دیابت مثلاً ۱۰ درصد افزایش پیدا میکند. «دیابت یک بیماری کشنده نیست؛ بر روی قبلیها اضافه میشود، override میشود، شیوع دیابت میشود ۳۰ درصد. وحشتناکه.» همچنین سالمندان: الان ۷ تا ۸ درصداند، در ۱۰ سال آینده ۱۵ درصد میشوند — با انواع بیماریها، ناتوانیها و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی. |
| کنترل توزیع بیماری | مثال کووید: هر هفته گزارشها جمع میشد و گروههای سنی بیشتر مبتلا مشخص میشد. اگر افراد بالای ۴۰ سال در بازار و ادارات بودند، یا زیر ۱۶ سال در مدارس زیاد شده بودند، میشد توزیع (distribution) را کنترل کرد. |
مثال آزبست
استاد مثال آزبستوزیس را میآورد که سرطان پردهٔ جنب (پلور) یا مزوتلیوما ایجاد میکند و میپرسد «در چه کسانی بیشتره؟» — مثلاً رانندهٔ مترو. استاد صادقانه میگوید در این مورد مطمئن نیست. راهکار: استفادهٔ آزبست در ترمز قطارها و متروها ممنوع شد و امروز «همهاش پنوماتیکیست». نتیجه: «ببین توزیع رو میفهمه، بعد میره اختصاصاً مداخله میکنه.»
۸. نمونهگیری و عمومیتدادن (Generalizability)
برای مدیریت مشکل در جامعه، محقق یک نمونه (Sample) از پاپولیشن انتخاب میکند — با شروطی که دارد. هدف مطالعه چیست؟
- دربیابد ریسکفاکتور یک بیماری چیست.
- آن را در قالب یک مقاله در یک مجلهٔ علمی منتشر کند.
- خوانندگان مقاله متوجه شوند — «ای! نمیدانستیم؛ مثلاً این گروه هم میتواند در معرض ابتلا باشد» — و برای جامعهٔ خودشان مطالعه کنند یا نتیجهٔ این مطالعه را به کار بگیرند.
به این فرآیند میگویند Generalizability — عمومیت دادن. نمیشود کل شهر ارومیه را مطالعه کرد؛ باید مثلاً ۵۰۰ نفر از جمعیت یک شهر ۱ میلیونی را بهعنوان نمونه انتخاب کرد و نتیجه را به آن جامعهٔ بزرگتر (مثلاً ۵۰۰ هزار نفر) تعمیم داد.
«هدف نهایی مطالعهٔ اپیدمیولوژیک همینه… نتیجه را در یک حجم کوچکی از جمعیت استخراج میکنه، استنباط میکنه، بعد به جامعهٔ بزرگتر تعمیم میده. تمام مطالعات هدفشان اینه ولی معمولاً موفق نمیشن.»
۹. تغییر الگوی بیماریها در ۱۰۰ سال گذشته
استاد وارد بحث الگوها میشود و میگوید «الگوها را در ۱۹۰۰…» و معیار را میزان مرگ به ازای ۱۰۰ هزار جمعیت معرفی میکند. در سال ۱۹۰۰، اولین علت مرگ ذاتالریه (پنومونی) و آنفولانزا بوده است.
| روند | توضیح |
|---|---|
| کاهش بیماریهای عفونی | کاهش چشمگیر بیماریهای عفونی (مانند پنومونی) بر اساس مطالعات اپیدمیولوژیک. |
| افزایش بیماریهای غیرواگیر | افزایش شیوع بیماریهای قلبی، سرطان (ارتقای رتبه از هشتم به دوم)، سکتههای مغزی، بیماریهای تنفسی غیرعفونی، تصادفات و دیابت. |
این بخش در متن بهصورت یک بلوک نکتههای ساختیافته آمده است (خطهای ۶۱۴–۶۱۷). برای مشاهدهٔ متن دقیق به همان خطها در فایل متن مراجعه کن.
۱۰. سیر تاریخی: بقراط و شخصیتهای مؤثر
بقراط، ۲۵۰۰ سال پیش
استاد این نقلقول را میآورد (در متن بهصورت بلوک نقلشده ثبت شده):
«اگر خواسته باشی حرفهٔ طبابت را بهصورت صحیح به کار گیری، باید فصول مختلف سال و اثراتی که بر امراض دارند را بدانی؛ بادهای سرد و گرم اختصاصی را بشناسی؛ هنگامی که به شهر غریبی وارد میشوی، موقعیت جغرافیایی آن را درک کنی (در معرض باد است یا رو به طلوع؟ شمالی است یا جنوبی؟)؛ کیفیت آب شرب آن را بشناسی (آیا آب آن نرم است یا سخت؟)؛ وضعیت زمین را بدانی (در پستی قرار دارد یا در ارتفاع؟ سرد است یا گرم؟) و الگوی زندگی مردم آن شهر را بررسی کنی (آیا در پی خوردن، نوشیدن و تفریح هستند یا مردمانی سختکوش و زحمتکش میباشند؟).» متن، خط ۶۲۳
شخصیتهای تاریخی
| شخصیت | نقش / دستاورد |
|---|---|
| حضرت داوود | انجام اولین سرشماری نظامی در تاریخ (زمان جنگ طالوت و جالوت). |
| ادوارد جنر (Edward Jenner) | کشف و اجرای اولین واکسیناسیون تاریخ (واکسن آبله) بر اساس مشاهده و تجربهٔ شیردوشان. |
| ایگناس سیملوایس (Ignaz Semmelweis) | پزشک زنان در مجارستان؛ کشف رابطهٔ میان آلودگیهای منتقلشده از اتاق تشریح و تب زایمان در زنان باردار. او با اجباری کردن شستوشوی دستها با آب و صابون، میزان مرگومیر مادران را بهشدت کاهش داد. |
| جان اسنو (John Snow) | پزشک و متخصص بیهوشی در لندن (۱۸۵۰)؛ کنترل همهگیری وبا در لندن از طریق ترسیم نقشهٔ پراکندگی مبتلایان، شناسایی تلمبهٔ آب آلوده و برداشتن دستهٔ آن. این مطالعه شواهدی داد که در سال ۱۸۵۶ منجر به تصویب قانون تصفیه آب شرب لندن شد. |
| ویلیام فار (William Farr) | بررسی رابطهٔ میان وضعیت جغرافیایی و ارتفاع محل سکونت با میزان شیوع و ابتلا به بیماریها. |
این بلوک نیز در متن بهصورت نکتههای ساختیافته ثبت شده است (خطهای ۶۲۷–۶۳۳).
۱۱. تمرین و مرور
اول از خودت بپرس، بعد گزینه را انتخاب کن. برای انتخاب گزینه میتوانی کلیدهای ۱ تا ۴ را هم بزنی.
سؤال ۱ (چندگزینهای)
تعریف کلاسیک اپیدمیولوژی را چه کسی و در چه سالی ارائه کرد؟
سؤال ۲ (چندگزینهای)
کدام ویژگی سرویلانس را از مشاهدهٔ ساده جدا میکند؟
سؤال ۳ (چندگزینهای)
در سرویلانس آنفولانزا، به گفتهٔ استاد در آستانهٔ ۶ درصد چه اتفاقی میافتد؟
سؤال ۴ (چندگزینهای)
به گفتهٔ استاد، هدف نهایی مطالعهٔ اپیدمیولوژیک چیست؟
سؤال ۵ (جای خالی)
عبارت کلیدی سرویلانس است.
سؤال ۶ (جای خالی)
مطالعهٔ توصیفی بر اساس سه محور ، و است.
«با زبان خودت» — پاسخ را در چند جمله بگو، بعد باز کن.
۱) تعریف کلاسیک جان لست را با واژههای خودت بگو. مطالعهٔ توزیع و تعیینکنندههای حالتها/رویدادهای مرتبط با سلامت در یک جمعیت، و به کار بردن نتیجهٔ این مطالعه برای کنترل مشکلات سلامتی.
۲) «مطالعه» در اپیدمیولوژی چه معناهایی میگیرد؟ سرویلانس، مشاهده، آزمون فرضیه، پژوهش تحلیلی، و تجربهها/آزمونها.
۳) تعیینکننده چیست و انواعش کداماند؟ تعیینکننده چیزی است که اگر نباشد بیماری رخ نمیدهد؛ انواعش: فیزیکال، بیولوژیک، سوشیال، کالچرال و بیهیویورال.
۴) چرا سیگار هم میتواند تعیینکننده باشد و هم رویداد سلامت؟ چون میتواند عامل خطر یک بیماری (مثل سرطان ریه) باشد، و خودش هم میتواند یک رفتار/پیامد در سطح جمعیت شمرده شود («۳۲ درصد جامعه سیگار میکشن»).
روی اینها مسلط شو: (۱) تعریف کلاسیک و همهٔ اجزایش؛ (۲) معناهای تخصصی «مطالعه»؛ (۳) تعریف و انواع تعیینکننده؛ (۴) Health event شامل مرگ و رفتار هم میشود؛ (۵) معنی Population و تفاوتش با نگاه فردی؛ (۶) Generalizability؛ (۷) تغییر الگوها (سرطان از هشتم به دوم)؛ (۸) پنج شخصیت تاریخی و نقشهایشان.
برای جمعبندی سریع به برگهٔ مرور کلاس و برای واژهها به واژهنامه سر بزن. اگر بخش ۱ را از دست دادهای، از بخش ۱ شروع کن.